وجه تسمیه شهر تخت

در فرهنگ لغات ، کلمه تخت به معنای نشیمنگاه چوبی یا آهنی ، کرسی ، چهار پایه ، منبر ، اریکه سلطنت ، شهر و مقر سلطنت ، کرسی شاه ، جایگاه مخصوص پادشاهان ، هر جای مرتفعی از زمین که در روی آن نشینند و هر جای مسطح ، برابر ، هموار و مرتفع آمده است . در اصطلاح جغرافیایی ، به منطقه ای که مسطح باشد و یک برآمدگی در آن سطح وجود داشته باشد و تقریباً نسبت به جاهای دیگر بالاتر باشد حکم تخت را پیدا می کند . لذا درخصوص وجه تسمیه نیز ، تخت دارای دشتی هموار و مسطح می باشد . این شهر در یک دشت نسبتاً هموار واقع شده و به عنوان مرکزیت منطقه می باشد و یک جایگاه ویژه ای نسبت به تمام آبادیها و روستاهای اطراف دارد که به تمام آنها اشرافیت کامل دارد . با توجه به این که در زمانهای گذشته این شهر ، در بین روستاهای پیرامون خود آبادتر و نسبت به آنها مرکزیت داشته و محل حکمرانی حاکمان محلی (تخت پادشاهی) بوده و مرکز خدمات رسانی به آبادی های اطراف خود بوده ، بنابراین به تخت معروف شده است . این آبادی ها شامل جِوت ، آب پیش ، شاه عوضی ، خورخیاری ، جَغان ، لَردو ، مَقسم ، بُهرغ ، گِیشان ، محمود کلاهی ، کُهور کلاغی ، سَردره ، جَلابی ، زیارت سید سلیمان ، چاهستان و پَشمی بود .